ارتباط با ما
(021) 24553
info@nopas.ir

مسئولیت اجتماعی، رشد اقتصادی، توسعه اقتصادی

علی‌سینا قدس
مدیر بازاریابی شرکت هلدینگ ساینا
مجله‌ی گزیده مدیریت
شماره 176

مسئولیت اجتماعی
 

پاسخ به این سوالات در جایی جز مسوولیت محیطی سازمان (CER: Corporate Environmental Responsibility) نیست. در عصر پایداری اقتصادی، نیاز به مسوولیت اجتماعی و محیطی سازمان بیش‌ازپیش احساس می‌شود. این گام جایی است که باید توصیه‌های اخلاقی خاص و ویژه‌ای برای تک‌تک شرکت‌ها و صنعت‌ها داشت.

مسوولیت محیطی سازمان باید بتواند 2 کار را انجام دهد: اول آن‌که تمامی حوزه‌ها و موارد محیطی و زیست‌محیطی کسب‌وکار، که به‌شکلی توسط تصمیمات مدیریتی تحت‌الشعاع قرار می‌گیرند، را  به‌صورتی که واقعا مانع از افزایش تخریب و زوال محیط زیست شود، مخاطب خود قرار دهد، و دوم آن‌که بتواند بر سیاست کسب‌وکار اثرگذار باشد. به‌نظر می‌رسد تمامی کارهایی که تابه‌امروز توسط اخلاق‌گرایان روی هر دو مورد انجام شده است، چه در ایران و چه در جهان، عقیم مانده است.

بر پایه‌ی نظر بسیار از فیلسوفان محیطی، پایداری اقتصادی، که در آن درک کمّی از «توسعه» جانشین مفهوم کیفی‌ترِ «رشد» شده است، چشم‌انداز قابل‌پذیرش‌تری را به ما می‌دهد. از این دیدگاه، رشد اقتصادی، و تقاضای محدودنشده‌ی مصرف‌کننده که از آن منشأ می‌گیرد، دلیل اصلی تخریب و زوال محیطی و زیست‌محیطی است. در حال حاضر، به نظر می‌رسد که این دیدگاه توانایی برآورده کردن نیازهای اولیه‌ی ده‌ها میلیون جمعیت ایران و چند میلیارد جمعیت کره‌ی زمین را ندارد؛ در کنار این، باید رشد جمعیت ایران و جهان را هم در نظر داشت. پس ادامه‌ی اتکا به رشد اقتصادی برای حل مشکلات اجتماعی یقینا کاری ناعاقلانه خواهد بود. بنابراین در جایی که دیدگاه‌های جاری و هنجاری روی مسوولیت اجتماعی سازمان، فرض بر مشروعیت اخلاقی رشد اقتصادی دارند، روی یک اشتباه بزرگ محیطی و اخلاقی خوابیده‌ایم.

سطح تحصیلات می‌تواند منعکس‌کننده‌ی توانایی‌های مدیران ارشد در گردآوری و فرآوری اطلاعات جدید و پیچیده باشد. مدیران با سطح تحصیلات بالا برای پذیرش ایده‌های جدید پذیراتر بوده و مایل به انجام تحولات استراتژیک هستند. همچنین ثابت شده است که میان سطح تحصیلات مدیران ارشد و عملکرد سازمانی رابطه‌ای مثبت وجود دارد، و سطح تحصیلات بالاتر به اخذ تصمیمات منطقی‌تر کمک می‌کند. علاوه بر این، فرض بر این است که مدیران با سطح تحصیلات بالاتر دغدغه‌ی بیشتری نسبت به مسوولیت اجتماعی و محیطی سازمان دارند. در حال حاضر، تصدی مشاغل عالی در همه‌ی کشورهای با اقتصاد توسعه‌یافته، نوپدید، و در حال توسعه نیازمند مدارج دانشگاهی بالا، چندین سال تجربه‌ی موفق، و دست‌یافت‌های برجسته است. مدیران با سطح تحصیلات بالا و حرفه‌ای تمایل به تغییر و مواجهه‌ی بهتر با مسایل پیچیده، از جمله حمایت و حفاظت از محیط دارند و برداشت کلی جامعه نیز بر آن است که مدیریت ارشد با دانش و مهارت‌های بیشتر، مسوولیت اجتماعی و محیطی بیشتری نیز دارد.

از سوی دیگر، نظریه‌ی نمایندگی و حاکمیت شرکتی به این نکته اشاره دارند که مناصب مدیرعامل و رییس هیات‌مدیره باید از هم جدا باشند تا ذی‌نفعان به اطلاعات مناسب دسترسی داشته باشند. اگر رییس هیات‌مدیره پُست مدیرعاملی را هم بر عهده داشته باشد، سعی بر آن خواهد داشت که اطلاعات منفی را از ذی‌نفعان خارجی دور نگه دارد، و این منجر به تهدید کیفیت نظارت و کنترل در سازمان می‌شود. هم‌چنین هرقدر مدیران ارشد بیشتر در شرکتی کار کنند، بیشتر می‌توانند شرکت را کنترل کرده و این احتمال بیشتر است که اثری منفی روی سطح افشای اطلاعات محیطی بگذارند. پس اگر رییس هیات‌مدیره با مدیرعامل یکی باشد و نیز هرقدر مدت‌زمان بودن مدیران ارشد در شرکتی بیشتر باشد، سطح افشای اطلاعات محیطی شرکت پایین‌تر خواهد آمد و این مدیران کمتر به مسوولیت محیطی خود پای‌بند خواهند بود.

مسوولیت محیطی کارآفرینان هم بس حائز اهمیت است. آنان باید از این نکته آگاه باشند که حرکت پیش‌فعالانه در فعالیت‌های محیطی و مسوولیت محیطی، می‌تواند یکی از استراتژی‌های سازمان برای بهبود شهرت و مشروعیت شرکت باشد؛ در غیر این‌صورت و در آینده‌ای نه چندان دور، اثرات نادیده گرفتن روی‌داد‌های محیطی یا بحران‌های زیست‌محیطی منجر به تهدید سودآوری یا حتی بقای سازمان‌شان خواهد شد. آنان و سازمان‌شان می‌توانید با استفاده از نگاه و آگاهی مشتریان، یک استراتژی پیش‌فعالانه را اتخاذ کنند، که این استراتژی هم موجب کاهش هزینه‌ها شود، هم افزایش کیفیت محصول.

مسوولیت محیطی شرکت‌ها در ایران هنوز در مرحله‌ی طفولیت است. سازمان‌ها هنوز فاقد الزامات ویژه و عملیاتی بوده و جرایم عدم رعایت مسوولیت محیطی سازمان بسیار سبک و قابل عبور است. لازم است که مجلس و دولت با تصویب قوانین زیست‌محیطی محکم‌تر، الزام شرکت‌ها به شفافیت اطلاعات محیطی و زیست‌محیطی، و اتخاذ تدابیر مورد نیاز برای نظارت عمومی، حفاظت از محیط زیست را تقویت کنند. قوانین محکمی که مشارکت کلیه‌ی ذی‌نفعان را شامل شده و قابلیت‌های نظارتی لازم را نیز دربرگیرد. تدابیری هم‌چون آوردن ریسک‌های محیطی در بیانیه‌های ارزش سازمان‌ها و شرکت‌ها و حسابرسی خارجی روی گزارش سالیانه‌ی محیطی شرکت‌ها می‌توانند پیشنهادهایی در این راستا باشند.

افشای اجباری اطلاعات محیطی می‌تواند در کنار سایر ابزارهای محیطی، مانند انگیزاننده‌های بازارمحور مثل رسانه‌ها، مجوزهای تجاری، اعتبار سبز، و بیمه‌ی سبز موثر واقع شود. سایر ذی‌نفعان مانند رسانه‌ها، جامعه و نهادهای غیردولتی (NGOها) نیز باید نقشی مثبت در ارتقای این طرح و مسوولیت محیطی سازمان ایفا کنند. دولت نیز باید اهمیتی مضاعف برای کارهای رسانه‌ای و شکایات مردمی قایل شده و فضای نهادی بیشتری را برای سازمان‌های غیردولتی ایجاد کند.

به‌طور خلاصه، پاسخ این سوالات در مسوولیت محیطی سازمان است. مسوولیتی که تمام حوزه‌ها را مخاطب قرار داده و بر سیاست‌های کسب‌وکار اثرگذار باشد. از سویی سازمان باید توسعه‌ی اقتصادی را جایگزین رشد اقتصادی خود کند. از سوی دیگر سازمان‌ها باید از مدیران با سطح تحصیلات و دانش بالا در بدنه‌ی مدیریت ارشد خود بهره ببرند. یکی نبودن رییس هیات‌مدیره و مدیرعامل هم راهی برای پای‌بندی بیشتر به مسوولیت محیطی سازمان است. نگاه مسوولانه‌ی کارآفرینان نیز بس مهم است؛ نگاهی که اگر نباشد، حتی سودآوری و بقای سازمان هم به‌خطر می‌افتد. نقش سازمانی مجلس و دولت نیز غیرقابل چشم‌پوشی است. الزام به شفافیت محیطی سازمان و کارهای رسانه‌ای از وظایف آن‌ها در این حوزه است.